ای قلم های تراشیده نازک که هنوز...
جوهر از ناخن تر می ریزید !
بیمتان نیست ز خنقکدۀ دژخیمان،
حرف آزادی و حق بر صفحات می چینید!
جامه تان دست همان راد بلند اندیش است...
که به خواری قلم خو نگرفت و مدح بیگانه نگفت.
جایتان خوش؛ به کف مرد و زن آزاده
که نترسند زافشاگری ننگ و نهفت.
ای قلم ها بنویسید به هر طوماری...
که چو صاحب قلمی هست، قلم ساکت نیست.
گرچه بیدادگران صاحب هر تصمیمند،
لیک آزاده قلم رابه دلها جائیست.
ای قلم ها! منشینید به خامشی ژرف...
که پلیدان گمارند که ما تسلیمیم!
چو بریزید شما جوهرتان بر اوراق،
خوب دانند که ما صاحب هر تحریریم.
بزدائید زدل تیره غبار تشویش،
بفروزید چراغ ره آزادی را...
که قلم ها همه، چون گردهم آیند به راه
نتواند گسست تاج سری، تاری را.
ای قلم ها بشتابید، درنگ جایز نیست؛
مرثیه در غم سهراب دگر بیهوده است.
جای هر قطرۀ خون از تن هر سهرابی...
قطره اشکی است که ره سوی جهاد پیموده است.
قطره اشکی است که ره سوی جهاد پیموده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر