شعرمن شعرغزلخوانی نیست
سخن حافظ و خاقانی نیست
شعرمن، جام پراز آب زلال
مملو بادۀ عرفانی نیست
شعرمن ساده وبی پیرایه است
کلماتش به نوانخوانی نیست
شعرمن شبنم برگلبرگ است
کدّرآب به ناودانی نیست
شعرمن روشنی ماه است به شب
هاله دریک شب بارانی نیست
شعرمن گرمی خورشید به روز
نفس سرد زمستانی نیست
شعرمن پاکی آن درویش است
که غمش جزغم انسانی نیست
شعرمن هرلغتش وصف تو است
تو که همتا ات به آسانی نیست
شعرمن وصف گلی می گوید
که چو او گل به گلستانی نیست
شعرمن گرم شد از شعلۀ تو
چون تو شمعی به شبستانی نیست
من،همین عاشق دیرینۀ پاک
که نیازم به تو پنهانی نیست
شعر و من هردو فدای قد تو
سروجان جز به تو ارزانی نیست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر