۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

مرغ بهشت

برای پسربیمارم حمید وعمر کوتاهش


برمزارت آمدم مرغ بهشت!
نیش غم برقلبم این نوحه نبشت؛
زندگانی  گرکه کوته  گر دراز...
سهل و آسان نیست، پررنج است و راز
عمر کوتاهت سراسر درد بود
در نگاهت، هاله های سرد بود
کس نه در لبهای تو لبخند دید
کس نه از نای تو آوایی شنید
آفرینش چون ترا آزرده ساخت
جسم و جان کوچکت پیمانه باخت
عاقبت رستی ز رنج و در شدی
مرغک آزاد بال و پر شدی


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر